يكشنبه، 10 مهر 1401 - 7:30

من نماینده هنرمندان نیستم؛ نماینده دولت جمهوری اسلامی هستم

شماره: 19243
Aa Aa

هر فردی که می‌خواهد به جمهوری اسلامی توهین کند پولش را از همان افرادی بگیرد که به او می‌گویند توهین کند. چه ضرورتی دارد دولت از او حمایت کند؟

قرار است سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران را اجرایی کنیم؛
من نماینده هنرمندان نیستم؛ نماینده دولت جمهوری اسلامی هستم

محمود سالاری، معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران گفت:

معاونت هنری نماینده دولت جمهوری اسلامی است و سیاست‌های این دولت را مبتنی بر مفاهیم انسانی و اسلامی در حوزه‌های مختلف هنری اجرایی می‌کند.

به گزارش اسپادانا خبر، او در گفت وگو با ایرنا اظهار داشت:

معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد دولت جمهوری اسلامی ایران هستم. اینکه هنرمندان بگویند نماینده ما هستید چنین موضوعی صحت ندارد. برخی از هنرمندان علاقه‌مند به یارکشی هستند. من نماینده هنرمندان نیستم، نماینده دولت جمهوری اسلامی ایران هستم و باید منویات آن را اجرا کنم. معاون هنری نیامده است تا هنرمندی خلاف سیاست‌های کلان نظام جمهوری اسلامی ایران عمل کند و دولت از او حمایت کند. قرار نیست چنین اتفاقی رخ بدهد. قرار است سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر مفاهیم انسانی و اسلامی در حوزه‌های مختلف هنری را اجرایی کنیم. اگر هنرمندی با این سیاست‌ها و تفکر علاقه‌مند بود روی چشم ما جای دارد و حتما در خدمتش هستیم. اگر هنرمندی بخواهد بی‌اخلاقی یا اخلاق لیبرالی را ترویج کند دلیل ندارد دولت از او حمایت کند. هر فردی که می‌خواهد به جمهوری اسلامی توهین کند پولش را از همان افرادی بگیرد که به او می‌گویند توهین کند. چه ضرورتی دارد دولت از او حمایت کند؟ پول توهین به جمهوری اسلامی ایران از جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند تامین شود. حمایت‌ها فقط شامل جریانی از هنر است که بتواند منشور هنر جمهوری اسلامی ایران را که امام خمینی (ره) بیان کردند، تقویت کند. هر کس در این جریان و تقویت آن هست حتما حمایت می‌شود. برخی از هنرمندان معتقدند هنر کار دلی است و می‌خواهند کار دلشان را انجام دهند. دولت نمی‌تواند پول بیت‌المال را به هنرمندی بدهد که کار دلش را انجام دهد. از لحاظ اخلاقی، شرعی و عرفی قائل به این موضوع نیستم. هر فردی که می‌خواهد کار دلش را انجام دهد، چه خوب که انجام می‌دهد؛ منابع مالی اش را از جای دیگری تامین کند. منابع مالی دولت جمهوری اسلامی ایران مختص آثاری است که بتواند جریان هنر اصیل و والای انقلاب اسلامی را پیش ببرد و این دسته‌بندی ماست.

سالاری درباره چگونگی اعطای مجوز به گروه‌های هنری از جمله موسیقی گفت:

در مجموعه قوانین بالادستی، شورای عالی نظارت وجود دارد. این شورای عالی، یک شورای زیردست دارد که شورای نظارت است و فعالیت تمامی حوزه‌ها را نظارت و بررسی می‌کند. مجوزها توسط اعضای این شورا بررسی و اعطا می‌شود. وقتی هم که در هر حوزه‌ای مجوز داده می‌شود، موظف هستیم که از مجوزمان دفاع کنیم. وقتی یک گروه هنری از جمله موسیقی مجوز دریافت می کند، اگر قانون را زیر پا بگذارد و از آن عدول کند، تذکرات آغاز می‌شود. تعطیل کردن یا ممنوع کردن، آخرین مرحله‌ای است که اعمال می‌شود. گروه‌هایی که مجوز می‌گیرند، می‌توانند اعلام کنند که در بعضی موارد فقط ما به یک تذکر بسنده می‌کنیم و گروه رعایت می‌کند. به عنوان مثال در گروه نمایشی به یک صحنه، اتفاق یا دیالوگ تذکر داده می‌شود و اعضای گروه می‌پذیرند و اصلاح می‌کنند و مواردی در این زمینه بوده و اصلاح شده است. برخی از گروه‌ها به چند دلیل نمی‌خواهند این تعامل دوطرفه ایجاد شود؛ برخی می‌خواهند با اقداماتی، فعالیت هنری آنان متوقف شود و با این روش مشهور شوند یا به این بهانه اغتشاشی ایجاد کنند. متأسفانه گاهی اوقات در برخی از گروه‌های جوان به صورت تعمدی با چنین رفتارهایی مواجه هستیم. هیچ تعمدی در تعطیل کردن یا توقف اجرای یک اثر هنری وجود ندارد و بنای فعالیت‌ها بر تعامل است و در حال حاضر در همه سالن‌های تهران شاهد اجرای آثار هنری هستیم. در حوزه موسیقی هم، وقتی شورای نظارت یا شورای ارزشیابی، مجوزی را صادر می‌کند ما پای آن مجوز می‌ایستیم حتی اگر در استانی اتفاقی بیفتد مبنی بر اینکه جلوی اجرایی گرفته شود. اگر طرح یا برنامه‌ای براساس قانون باید اجرا شود، همه باید به قانون پایبند باشیم تا آن اجرا شود. اگر قانون اعلام کند که نباید برنامه‌ای اجرا شود، همه باید بایستیم تا اجرا نشود نه اینکه فشارهایی از دیگر مناطق و نهادها برای اجرا شدن آن وارد و قانون نقض شود یا حاشیه و مسائل فرامتنی بر متن غلبه کند. نظارت و قانون بر روی همه آثار هنری باید وجود داشته باشد و اجرایی شود.

سالاری درباره تعداد قابل توجه کنسرت‌های موسیقی پاپ در مقایسه با تعداد اندک کنسرت‌های موسیقی سنتی و مقامی گفت:

سیاست ما حمایت از موسیقی سنتی و مقامی است اما آن بخشی که نیازمند متغیر جامعه و پاسخ به نیاز جامعه است، دست ما نیست. باید نیاز و عطش ایجاد شود، ما موظف هستیم جلوی رواج موسیقی ناشایست را بگیریم و موسیقی شایسته را ترویج کنیم. برگزاری کنسرت یک کار پژوهشی نیست بلکه برای پاسخ به یک نیاز است. در دانشگاه می‌توان کار پژوهشی انجام داد اما کنسرت به این معناست که مخاطبان قصد دارند با تهیه بلیت از این برنامه بهره‌مند شوند و انتخاب آنان در اینکه اثری شایسته و پاسخگوی نیازشان باشد، تاثیرگذار است. اگر چنین نباشد طبیعتا استقبال نکرده و بلیت آن را خریداری نمی‌کنند، هر چند که بلیت آن برنامه رایگان باشد، در جشنواره‌هایی چنین بوده اما مخاطب چندانی از برنامه استقبال نکرده است. اگر افراد جامعه نیازشان را در کنسرت موسیقی پاپ دیدند، بلیت آن را تهیه می‌کنند، اگر نیاز خود را در کنسرت موسیقی سنتی دیدند، بلیت این کنسرت را تهیه می‌کنند، نمی‌توانیم بگوییم که چرا مخاطبان از موسیقی پاپ و خواننده خاصی استقبال می‌کنند و از سایر گونه‌های موسیقی استقبال نمی‌کنند.

نسخه PDF نسخه چاپی ارسال به دوستان