سه شنبه، 30 بهمن 1397 - 22:51

یادداشت ها و تحلیل ها

  • جامعه‌شناسی چطور می‌تواند ریشه‌های نابرابری را آشکار کند؟

    دانشگاه ها به بازتولید نابرابری طبقاتی کمک می کنند

    بچه ھای طبقه کارگر پول کمتری برای معاشرت با دیگران دارند و نمی توانند شبکه ای اجتماعی به بزرگی شبکه دانشجویان طبقات بالاتر ایجاد کنند.

  • کورکورانه و اروتیک گرفتار مسابقۀ زندگی شده‌ایم؛

    تاریخ بشر دست‌کمی از کشتارگاه ندارد

    خطاست که فکر کنیم قدرت منحصراً زمین بازی سزارها و ناپلئون‌ها و استالین‌هاست یا مشق آن محدود به جنگ‌ها و انقلاب‌ها و میدان‌های سیاست‌ورزی است. قدرت مثل آب است: در هر رخنه‌ای که بتواند، نفوذ می‌کند.

  • به ما آموخته‌اند که سراغ پرسش‌های رادیکال نرویم؛

    مشق ِ شب| خیلی زود روزی فرا می‌رسد که دیگر نمی‌پرسیم

    اعتقاد قرص‌و‌محکم به اینکه سود مشق شب بیشتر از ضررش است، بیش از آنکه بر شواهد تکیه داشته باشد به باورهای ما برمی‌گردد| آیا واقعاً چیزهایی که دارند به ما درس می‌دهند معنایی هم دارد؟

  • مردم باور کرده‌اند که واقعاً رها شده‌اند؛

    آدم ها به این عبارت ِ مشهور که «آلترناتیوی وجود ندارد» باور دارند

    مسئله، آموختن زبان‌های عامیانه و مخاطب قرار دادن و گفتگو با توده‌هایی است که عقب نگه داشته شده‌اند. آنها در گذشته رها شده‌اند و عقب مانده‌اند چرا که آینده‌ای ندارند. آنها چیزی هستند که «جمعیت مازاد» در دنیای پساصنعتی نامیده می‌شود.

  • کارگران حتی وقتی می‌خندند سرِ کارتان می‌گذارند؛

    حس و حالی که پوپولیسم ِ دست‌راستی القا می‌کند، ناکامی چپ است

    یک کارگر را در نظر بگیرید. خانواده او به هر ترتیبی شده با شرایط کنار می‌آیند و زندگی می‌کنند ولی به صورت فردی توانایی استقامت ندارند، چون قدرتی ندارند. آن‌ها صرفا مخلوق این وضعیت هستند؛ حس توانایی جمعی بسیار مهم است.

  • آیا هیچ مرزی بین چیزی که می‌توان و نمی‌توان گفت وجود ندارد؛

    تمام رنج‌های جهان بر چهره‌ مادران حک شده است

    حقیقتی بدیهی هم در فمینیسم و هم در مارکسیسم هست که می‌گوید تصویری که خانواده‌های امن، سفیدپوست و طبقه‌متوسط بازنمایی می‌کنند افسانه‌ای است که به کارگران، زنان و مهاجران وابسته است.

  • آیا وقت آن نرسیده است که بار دیگر ارزش کارکردن را از اساس بازبینی کنیم؟

    کارفرمایان کنترل بی‌سابقه‌ای روی زندگی ما پیدا کرده‌اند، حتی وقتی سر کار نیستیم

    اگر قرار است کل عمرمان کار کنیم و نهایتاً هم فقیر و بی‌پناه باشیم، دیگر چه چیز خوشایندی در آن باقی می‌ماند؟ مخصوصاً در دوره‌ای که طی ساعات کاری، علاوه بر خستگی و فرسودگی، باید لبخندی گرم و دلی پرامید را هم دنبال خودتان بکشید.

  • مشکل اینجاست که چپ گرچه به پیشروبودن خود می‌بالد، غرق در حسرت گذشته است؛

    آیا اعتراض فایده‌ای هم دارد؟

    در پایان دهۀ ۱۹۶۰، رادیکالیسم گویی مورد تصادم شهاب سنگی عظیم قرارگرفت که در اثر آن اتمیزه، پرآشوب و منکسر شد/ اعتراضات عصر دیجیتال را نمی‌توان به‌سادگی نسخه‌های سریع‌تر و حساس‌تری از نمونه‌های پیشینشان در اواسط قرن به ‌حساب آورد؛ آن‌ها از اساس متفاوت‌اند.

  • فلسفه برخلاف موضوعات جنسی و شایعات، مورد توجه مردم دنیا نیست؛

    فلسفه چیزی را به کودکان می‌آموزد که گوگل نمی‌تواند

    ما به مردمی نیاز داریم که ‌می‌توانند سوالاتی را که قابل گوگل کردن نیستند، بپرسند و جواب دهند. مثلا: پیامدهای اخلاقی اتوماسیون ماشینی چیست؟ پیامدهای سیاسی بیکاری عمده‌ مردم چیست؟ چگونه باید ثروت را در یک جامعه‌‌ دیجیتالی شده تقسیم کنیم؟

  • صالحی نجفی پژوهشگر حوزه فلسفه؛

    سرمایه‌داری، فوتبال و سینما می‌تواند جامعه را از پا درآورد

    تصور کلاسیک این است که یک موضع سیاسی برای اینکه خودش را به افراد جامعه تحمیل کند یا حمایت اتباع خود را جلب کند باید به گونه‌ای آن‌ها را شست‌وشوی مغزی بدهد.

  • هوش مصنوعی به همراه تاثیری عمیق توانست راه های کاربردی ای را ارایه دهد؛

    هوش مصنوعی می تواند به طور اساسی روش زندگی مردم را تغییر دهد

    هوش مصنوعی مفهوم تازه ای نیست، ریشه های داستانی آن به دور تر از قدمت یونان باز می گردد. با این حال کمتر از یک قرن پیش بود که انقلاب فناوری رخ داد و هوش مصنوعی از یک داستان علمی تخیلی به واقعیت تبدیل شداما چندین دهه زمان برد تا مردم از قدرت هوش مصنوعی به درستی استفاده کنند.

  • با حضور تقی آزاد ارمکی و ابراهیم فیاض؛

    مناظره زنده دو جامعه شناس در خصوص انتخابات: همه سرکاریم

    انقلاب دارد ادامه پیدا می کند، ولی آب دارد بیشتر نخبگان را با خود می برد. چه آخوند و چه دانشگاهی/ تا دیروز می گفتیم خانواده مهم و خوب است بعد طلاق زد بیرون چون ساده ترین تغییراتش را به رسمیت نمی شناختیم.

  • یکی از معانی دولت در ادبیات کهن خوشبختی است؛

    اشباح بناپارت و دیکتاتور کوتوله؛ به سرنوشتت عشق بورز

    «بالاخره پس باید رأی داد یا نه؟» اگر رآی‌دادن آن‌طور که می‌گویند تعیین سرنوشت است، پس باید در هر صورت سیمای سرنوشت خود را شناخت یا دست‌کم حدس زد و عاشقانه و شجاعانه به‌سویش شتافت.

  • مصطفی ملکیان در جمع شماری از دانشجویان دانشگاه زنجان؛

    ناسیونالیسم؛ راه یا بیراهه؟

    باید همواره در نظر بگیریم که منافع خودمان برطرف و برآورده شود ولی به شرطی که برآورده شدن منافع، در چارچوب و کادر ضوابط اخلاقی انجام پذیرد چرا که اگر ملت ها برای تحصیل منافع خودشان ابایی از هیچ چیز نداشته باشند، در دنیای ترد و شکننده امروز چه پیش خواهد آمد؟

  • گفت‌وگوی ویل هاتن با آمارتیا سن؛

    کسب آرای بیشتر مشروعیت نمی‌آورد

    این‌طور نیست که شما هر چهارپنج سال یک بار انتخابات برگزار کنید و بعد دموکراسی کنار برود و شما با همان انتخاب دربارۀ همه‌چیز تصمیم گرفته باشید/ رفراندوم‌ها تاحدی شبیه نظرسنجی‌های عمومی هستند؛ بعضی وقت‌ها کاملاً اشتباه از آب در می آیند.

  • میزان سلامتی شما، با میزان سلامتی و خوشحالی همسرتان همبستگی قوی دارد

    سلامتی مسئله‌ای فردی نیست

    خوش‌حالیِ همسرِ یک نفر قویاً به این وابسته است که چقدر خود فرد، از لحاظ سلامت کلی و آسیب‌های جسمانی و میزان فعالیت، سالم بوده است. ظاهراً این مطلب دربارة هر دو طرف صادق بود. فراتر از این، تأثیر خوش‌حالیِ همسر بر سلامت یک نفر از میزان خوش‌حالیِ خود او مستقل بود.

  • مالجو، راغفر و مومنی چشم‌انداز اقتصاد ایران را بررسی کردند؛

    نابرابری‌ها به حد انفجار رسیده‌اند

    الگوی توزیع مخارج دولت دریچه شیوع فساد اقتصادی در بدنه تکنوکراسی دولتی است که انواع دریافتی‌ها و درآمدهای غیرقانونی را به‌ طرزی کاملا نابرابر و درجه‌بندی‌شده در میان اشخاص و گروه‌ها رقم می‌زند.

  • چند پژوهش دربارۀ دوستی؛

    فقط نیمی از دوستی‌های جهان «متقابل» است

    قطع دوستی‌ها تصور ما از کیستی‌مان را به چالش می‌کشد، به‌خصوص اگر سال‌ها باشد که با آن دوست رفیق گرمابه و گلستان باشیم/ دوست‌دشمن‌ها بخشِ جدایی‌ناپذیر روابط اجتماعیِ ما هستند. دوستانی که از جهاتی واقعاً به آن‌ها دلبسته‌ایم، و از جهاتی نیز حقیقتاً آزارمان می‌دهند.

  • کتانی با انتقال نشانه‌هایی دربارۀ هویت ملی، طبقه و نژاد بیانگر چیزی بیش از ورزش‌دوستی بوده است؛

    کتانی‌‌‌ها همیشه کفش‌‌‌هایی سیاسی بوده‌‌‌اند

    در ابتدا کتانی‌ها، به‌دلیل انعطاف‌پذیری و قابلیتِ بی‌صدا قدم‌برداشتن، محبوبِ دزدها و دیگر مجرمان بودند. به همین دلیل کتانی‌پوشیدن در دوره‌هایی نشانه‌ای از تمایل به بزه و خراب‌کاری قلمداد می‌شد، البته بعدها پای سیاست و نژاد و طبقه نیز به میان آمد.

  • گفت‌وگو درباره خشونت؛

    آموزش و پرورش باید مخرب و ناراحت‌کننده باشد

    آموزش چیزی نیست جز ایجاد ذهن‌های انتقادی و شهروندان مسئولیت‌پذیر. با آموزش می‌توان جوانان و دیگران را از طریق پیونددادن مشکلات شخصی و دغدغه‌های کلان، برای مواجهه با اقتدار توانا ساخت.

صفحه‌ها