يكشنبه، 6 آذر 1401 - 16:55

سیدحسن خمینی: امام، انقلاب را از جریان نواب صفوی جدا می‌دانست

شماره: 2795
Aa Aa

اگر خدایی ناکرده دل‌های مردم از انقلاب کنده شود حتی محاسن و امتیازات می‌تواند به ضدخودش تبدیل شود.

در جریان تجدید میثاق وزیر فرهنگ؛
سیدحسن خمینی: امام، انقلاب را از جریان نواب صفوی جدا می‌دانست

یادگار امام خمینی(ره) با بیان اینکه حرکت امام مبتنی بر سلاح نبود، گفت: امام خمینی به نوعی انقلاب اسلامی را از جریان نواب صفوی جدا می‌داند.

حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در جریان تجدید میثاق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از اهالی فرهنگ و هنر با آرمان‌های امام راحل که صبح امروز (چهارشنبه بیستم بهمن‌ماه) درحرم مطهر امام (ره) صورت گرفت؛ درباره ارتباط انقلاب شکوهمند اسلامی و فرهنگ گفت: جمله معروفی هست که می‌گوید انقلاب شکوهمند اسلامی؛ انقلابی فرهنگی است. بد نیست که بررسی کنیم و ببینیم انقلاب اسلامی بنا به چه دلایلی انقلاب فرهنگی خوانده می‌شود و از این نظر چه فرقی با سایر جنبش‌های سیاسی و اجتماعی جهان دارد؟

سیدحسن خمینی افزود: انقلاب نیز مانند هر پدیده اجتماعی و سیاسی دیگر چهار عامل مشخص دارد: عامل اول که علتی فاعلی است رهبران انقلاب هستند. بی‌تردید درقیاس با بسیاری از انقلاب‌های دیگر انقلاب اسلامی بنیانگذار و رهبرانی دارد که از جنس فرهنگ هستند.

یادگار امام خمینی (ره) تعریف فرهنگ را تعریفی دشوار خواند و اظهار داشت: تعریف فرهنگ از مشکل‌ترین مقولاتی است که تعاریف متفاوتی دارد. براساس اینکه فرهنگ را چگونه و با چه بیانی تعریف کنیم می‌تواند متفاوت باشد اما با هر بیانی و با هر نوع تعریفی انقلاب ما انقلاب فرهنگی است چراکه اصلاً و ابداً رهبر نظامی ندارد. انقلاب آمریکا با رهبران نظامی شکل گرفت. سرمداران انقلاب فرانسه عمدتاً‌ غیرفرهنگی بودند. در انقلاب روسیه نیز باوجود اینکه روشنفکران عمده رهبری را برعهده داشتند اما واقعیت این است که در انقلاب روسیه هم سربازان ناو حاشیه لنین‌گراد کار را پیش بردند اما انقلاب ما انقلابی است که هم بنیانگذار آن شخصی فرهنگی است که مرجعیت شیعه محسوب می‌شود و هم با ابزار فرهنگی بیان، نوشتار و زبان، رهبری خود را پیش می‌برد.

وی اضافه کرد: علاوه بر خود امام خمینی؛ بقیه رده‌های مدیریتی و رهبری انقلاب نیز همچون آیت‌الله مطهری، مرحوم شریعتی، شهیدان بهشتی، مفتح و باهنر و مرحوم بازرگان همگی از عناصر فرهنگی و دانشگاهی هستند. ما یک حرکت نظامی و چریکی که اسلحه به دست داشته باشد؛ نمی‌بینیم. او حتی به نوعی انقلاب اسلامی را از جریان نواب صفوی جدا می‌داند. حرکت امام مبتنی بر سلاح نیست بلکه در سخن، ارشاد و جذب دل‌ها تاکید دارد.

حجت‌الاسلام حسن خمینی درباره علل مادی انقلاب نیز یادآور شد: عناصر اجتماعی حرکت انقلاب بی‌هیچ تردیدی مردمی و توده‌ای بودند. متاسفانه به مردمی بودن خیزش انقلاب اسلامی یا خیلی کم پرداخته شده یا آنقدر شعاری گفته شده که تلقی به قبول نشده است. سایر انقلاب‌ها بیشتر کودتا هستند ولی در اصل انقلاب ما؛ این مردم و توده‌های انقلاب هستند که کار را پیش بردند.

یادگار امام افزود: در انقلاب ما هیچ حزب، دسته و گروهی نبود که برای مردم تعیین تکلیف کند. درست است که بسیاری گروه‌ها در جریان انقلاب بودند اما نهایتاً آنها نیز با مردم پیش رفتند. در واقع انقلاب ما فارغ از طبقه و گروه شکل گرفت و در آن تمامی طیف‌ها، دانشجو، طلبه، بازاری، خرده‌بورژوا و کارگر هم بود.

او سپس در تایید این صحبت؛ خاطره‌ای از وزیر کشور کابینه بختیار تعریف و بیان کرد: در کابینه وزیر کشور دولت بختیار آمده که وقتی دلیل استعفایش را از او پرسیدم پاسخ داد من خودم شب‌ها روی پشت بام الله‌اکبر می‌گویم و زن و بچه‌هایم هم تظاهرت می‌روند. این نشان می‌دهد که حرکت انقلاب تا کجا رسیده بود و این مسئله جز با تاثیرگذاری دین محقق نمی‌شد.

او ادامه داد: در نهضت تنباکو هم زمانی ورق برگشت که ناصرالدین شاه در اندرونی خود می‌بیند که همه قلیون‌ها را شکسته‌اند. این توفندگی مردم در انقلاب اسلامی و سیل جمعیت که در عید سال ۵۶ آغاز و در عاشورا به اوج خود رسید؛ در جهان بی‌نظیر است.

حسن خمینی بار دیگر تاکید کرد: مردم در جریان انقلاب اسلامی منتظر سخن حزب، تشکیلات و گروهی نبودند و برای همین هم بعد از انقلاب کسی منتی بر سر مردم نداشت. در واقع از سال ۵۳ و ۵۴ هیچ حزبی فعالیت چندانی در کشور نداشت معدود فعالان زندان بودند و مابقی هم به دنبال زندگی خود. در این شرایط بود که امام با سخن خود قلب‌ها را تسخیر کرد. پیش‌تر هم گفته‌ام ما روحانیِ سید و خوش‌سیما زیاد داشته‌ایم اما هیچ‌کدام مثل امام در دل مردم جا بازنکردند.

یادگار امام تاکید کرد: اگر نبود بعد خشونت و نظامی در انقلاب اسلامی ناشی از رویکرد فرهنگی نیست پس چه چیز دیگری می‌تواند باشد؟ همراه شدن سربازان و ارتش با انقلاب از آنجا نشات گرفت که امام و مردم؛ سربازان را فرزند خود معرفی کردند. بعد از انقلاب نیز این روحیه ادامه داشت. زمانی که سرباز در جبهه و ارتش باقی می‌ماند؛ همسر، مادر و فرزندش به حضور او در جبهه افتخار می‌کردند. چنین ارتشی بود که جلوی صدام هم ایستاد. یعنی اگر مردم با یک انقلاب باشند هیچ حادثه و اتفاقی نمی‌تواند به آنها صدمه بزند اما اگر خدایی ناکرده دل‌های مردم از انقلاب کنده شود حتی محاسن و امتیازات می‌تواند به ضدخودش تبدیل شود.

منبع/ ایلنا

برچسب ها: 
نسخه PDF نسخه چاپی ارسال به دوستان