خواص به امام حسن(ع) خیانت کردند

احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد در سیوسومین خطبه مجازی خویش گفت:
تجربه پیغمبر نسبت به امتهای سلف این بود که امتها بعد از این که جریان وحی و نبوت از آنان قطع شد، دین را تحریف کردند و با تحریف دین از خط شریعتی که خداوند به وسیله پیغمبرشان فرستادند، منحرف شدند. این تحریف، طبیعی بود که پیغمبر اکرم را نسبت به سرنوشت این امت و ابتلای آنان به این مشکل به غصه بیندازد و رسولالله غمگین بشود مخصوصأ نسبت به اخباری که از طریق غیب و جبرئیل به پیغمبر اکرم نسبت به آینده امت رسیده بود، این نکته، نکته غم پیغمبر است.
به گزارش اسپادانا خبر و به نقل از تسنیم، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی گفت:
*خداوند متعال برای این که دین پیغمبر را نسبت به تحریف اصل دین حفظ کند، تضمینی به پیغمبر داده بود فرموده بود «إِنَّا نَحْنُ نـزلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ». به همان میزانی که این قرآن را ما نازل کردیم و در نزول قرآن بر تو پیغمبر غیر از ما، دیگری نقش نداشته است، قران را حفظ میکنیم و نمیگذاریم مثل تورات و انجیل در دسترس تحریف جریان امت منحرف قرار بگیرد. این مسئله بهوسیله خدا تضمین شد که اصل دین دچار تحریف نمیشود اما اجرای دین، سرنوشت دین، جریان اجتماعی و شخصیت خارجی و بیرونی دین که در جامعه باید ارزشهای دین حاکم بشود، دیگر مصونیت بخشی از طرف خدا ندارد، به دست امت است و در تحریف جریان و اجرای دین، ممکن است امت دچار انحراف بشوند لذا آخرین جمله پیغمبر اکرم این بود که «من غم امتم را دارم».
*پیغمبر اکرم دفن نشده بود و بدن پیغمبر روی زمین بود، اولین نقطه تحریف و انحراف رخ داد. رهبری از خط امامت که خط تداوم وحی بود، منحرف شد و رهبری امت در جریان غیر تداوم وحی قرار گرفت. از اینجا تحریف و انحراف دنبال سر هم می آمد، در مقاطع مختلف در موقعیتهای گوناگون و در مقابل این تحریف و انحرافی که امت گرفتار شده بود، تنها جریانی که مقابله میکرد و در مقابل این تحریف و انحراف میایستاد، جریان عترت و اهل بیت پیغمبر بودند و در حقیقت رسولالله، آن مظلومیت که عزیزانش از نظر تقابل با انحراف دین و تحریف سرنوشت امت انجام میدادند، یادآوری آن مظلومیتها در لحظات آخر برای پیغمبر دلخراش بود.
*یعنی همین الان هم مردم رفتند سینهشان را مقابل گلوله داغ گرفتند، بچههایشان را به قربانی پیغمبر فرستادند، یک نظام ولایی تشکیل دادند که کم کم جریان حاکمیت اسلام به آن تداوم وحی و جریان وحی که خط امامت بود منتقل بشود، با این کیفیت، میبینیم یک عده جریانهای فرصتطلب و قدرتیاب در همین عرصه بر اثر اینکه یک روزی به یک فرصتی میرسند و قدرتی را به دست میگیرند،در شرایط تداوم قدرت و قدرتمداری خودشان در مدیریت کشور، هر ضعف و ناتوانی که دارند، این را با یک تحریفی در تاریخ اسلام و سرنوشت امت تطبیق میکنند. وقتی نتوانستند جامعه را مدیریت کنند و نتوانستند مسئله اقتصاد و معیشت مردم را مدیریت کنند، قدرت مدیریت نداشتند، فرافکنی میکنند و مشکلات مدیریت خودشان را به حساب فشار خارجی، تهاجم اقتصادی و تحریم اقتصادی دشمن قرار میدهند، راه حلی که میدهند این است که دست به دست دشمن بدهیم و با دشمن بسازیم، چرا؟ ما شهید و خون دادیم، 40 سال مثل درختی که آب به پایش ریخته شود، در این 40 سال خون به پای درخت انقلاب ریخته شده تا این انقلاب 42 ساله بشود، با این کیفیت، همه خونها را زیر پا بگذاریم، برویم دست به دست دشمن بدهیم چون شما قدرت مدیریت ندارید؟ شما اگر نمیتوانید معیشت مردم را اداره کنید، قشر آسیبپذیر دست به دهن ناتوان باید مرغ کیلوی 20 هزار تومان بخرد چون نمیتوانید نهاده دامی را توزیع کنید، قدرت مدیریت توزیع نهاده دامی ندارید، به جای این که نهاده دامی را به مرغدار بدهید، دادید به دلال که در بازار آزاد بفروشد، خب شما نمیتوانید توزیع را مدیریت کنید، آدم فقیر برود مرغ کیلویی 20 هزار تومان بخرد، بعد بگویید این مشکلات مال تحریم اقتصادی است و برویم با دشمن بسازیم. آنهم برای این که یک شاهد دینی برای خود پیدا کنید، بیایید تاریخ اسلام را تحریف کنید، بگویید «امام حسن (علیه السلام) وقتی یک عده از اصحابش گفتند جنگ با معاویه را ادامه بده، امام حسن (علیه السلام) گفت شما اقلیتید، اکثریت میگویند صلح!»، کجای تاریخ و جریان زندگی امام حسن (علیه السلام) چنین چیزی نوشته شده؟ اصلأ در جریان صلح امام حسن (علیه السلام) نظرخواهی از مردم نشده، یک جریان دموکراتیک مردمی نبوده. خواص در زمان امام حسن (علیه السلام)، آنانی که خودشان را همهکاره دین و نظام دینی میگرفتند به امام حسن (علیه السلام) خیانت کردند، اینها از معاویه پول گرفتند، بدرههای زر گرفتند، هم فرمانده و هم لشکریانشان، 80 هزار نفر از لشکر 100 هزار نفره امام حسن(علیه السلام)، یک شبه به خاطر پول به معاویه پیوستند، خواص خیانت کردند و امام حسن (علیه السلام) را مجبور به متارکه جنگ کردند، پای مردم وسط نبود، دموکراتیک مردمی نبود که بگوییم مردم صلح خواستند. این دنیاپرستان، دینفروشان، پول بگیران و آدمهای سازگار با دشمن ناپاک خائن اموی و معاویه باعث شدند امام مجتبی (علیه السلام) مظلومانه ترک جنگ کند؛ آنی که امروز برای ما بهعنوان جریان تجربه تاریخی است، این است که خواص ممکن است خیانت کنند، خواص ممکن است با دشمن بسازند، منافع قدرتیابی و مادی خودشان را در حاکمیت دشمن ببینند، حجت امام معصوم که به جای حجت امام حسن (علیه السلام) هست، تک و تنها بگذارند در مقابل دشمن، این خطر امروز ما را تهدید میکند، همان خطری که امام حسن (علیه السلام) را تهدید کرد و همان خطری که به سر امام حسن (علیه السلام) آورد، آن خیانت خواص بود، خیانت خواص را به حساب مردم نگذارید، خواص آمدند و گفتند صلح، آن هم به خاطر پولی بود که از معاویه گرفته بودند نه این که مردم بگویند. این که امروز تاریخ اسلام را تحریف کنند، به پای امام مجتبی مظلومی که هنوز هم مظلوم است، یک نسبت ناروا بدهند و بعد هم توجیه کنند برای خودشان که پس راهکار ما این است که با دشمن بسازیم و دست به دست دشمن بدهیم، همان کاری که امام حسن کرد! این کار با آن حادثهای که امروز در ثقیفه بنی ساعده رخ داد در حالی که بدن پیغمبر روی زمین بود چه فرقی دارد؟ مسئله تحریف سرنوشت امت اسلام و انحراف در تحریف، در حقیقت مربوط به آن زمان تنها نبود، پیغمبر که میگوید «اغتم الامتی»، من غم امت دارم، برای امت امروز اسلام نیز پیغمبر اکرم غمگینند، برای همه پهنه امت جریانهایی که بر سر امت میآید و در رهگذر سرنوشت سیاسی امت قرار میگیرد، پیغمبر را غمگین کرده است.
*پیغمبر (صلواتالله علیه) برای این تحریف و انحرافی که نتیجهاش برای مقابله عزیزانش در مقابل این انحراف، به مظلومیت آنان منتهی شد، برای این فرمود «اغتم الامتی»؛ معمولأ این مسائل را تا جریان تاریخ صدر اسلام خلاصه میکنند و تنها در همان زمان خیال میکنند بوده، غصهاش برای مظلومیت زهرا (سلامالله علیها)، امام حسین (علیه السلام)، امام حسین (علیه السلام) و عترت بود، نه، این تنها غم پیغمبر نبود، بخشی از غم رسول الله بود، این که فرمود «اغتم الامتی» برای امتم غمگین هستم، برای پهنه زندگی امت در همه زمانها بود.
*مشکل تحریف در سرنوشت امت تنها به آن زمان اختصاص نداشت، مشکل انحراف بر اثر تحریف در سرنوشت امت، مشکلی است که در پهنه تاریخ تا به امروز ادامه داشته است، یعنی هر جریانی در امت اسلام در رأس قدرت قرار گرفت، منافع و تداوم قدرت سیاسی خودش را با تحریفی در سرنوشت و اجرای اسلام تطبیق کرد، این مشکل مخصوص دوران یزید، معاویه، بنیامیه و بنیعباس در صدر اسلام نبود، متأسفانه الان هم همین مشکل وجود دارد. خدایا، به ما توفیق بده که در خط امت مرحومه پیغمبر، در مقام مقابله با هر تحریف و انحرافی که در داخل جامعه ما در تحریف سرنوشت امت و اجرای دین به وجود میآید، همانطور قدرت مقابله و مبارزه داشته باشیم که فرزندان پیغمبر مقابله کردند، انطوری که امام حسین (علیه السلام) مبارزه کرد، مبارزه کنیم، آنطوری که امام حسن (علیه السلام) با همه مظلومیتها مبارزه کرد، امروز بتوانیم در لفافه قدرتی که به حمدالله بر اثر خون شهدایمان به دست آوردیم، همانطور با تحریف و انحراف امت در داخل و با تهاجم دشمن از خارج مقابله کنیم، وفادار محضر مقدس پیغمبر اکرم باشیم و قلب رسولالله از دینداری و دینمداری ما در امروز، مسرور و شادمان باشد.










